تعطیل ... تا اطلاع ثانوی

پنج‌شنبه 30 شهریور‌ماه سال 1391

چه بسیار حرف ها که زده نشد و چه بسیار نوشته ها که منشر نشد. گاهی به مصلحت، گاهی به توصیه یک دوست. نوشته هایی که نه از سر کینه، که از سر دلسوزی بیان شده بود. مشکلاتی که گاهی مطرح شدنشان - به صورت خصوصی - سبب شد تا بدخواه نامیده شوی حال آنکه خود از نیتت با خبر بودی.

چقدر دوست داشتم تجربیات و خاطرات خود را با دیگر همکاران در میان بگذارم. تجربیاتی که شاید می توانست گاهی کمکی باشد و خاطراتی که می توانست خنده ای بر لبی بنشاند و البته گاهی هم تلخند. دلم می خواست این وبلاگ دریچه ای باشد برای همه همکاران جهت بیان حرف ها و خاطرات و نگرانی هایشان. صحبت هایی که در میان همکاران رد و بدل می شود و شاید هیچگاه به گوش مدیران نرسد. نگرانی از بابت برخی تبعیض ها، رفتار نادرست و زننده برخی مسئولین شعب با همکاران، درگیری با روسا برای مرخصی و در نهایت مخالفت ها و فرسوده شدن ها و ...

یک بار دیگر بر این نکته تاکید می کنم که تصمیم اینجانب در خصوص مطرح کردن برخی مشکلات - که البته مطرح نشد و حتی در یک مورد تصمیم به حذف آن گرفته شد -  به منظور اصلاح آنها بود؛ نقدی سازنده نه مخرب. عاقلانه نیست سازمانی را از سر دشمنی مورد انتقاد قرار  دهم حال آنکه خود در آن مشغول به فعالیت هستم . سازمانی که آوازه اش به گوش همگان رسیده و همواره از حسناتش می گویند.

در پایان از کلیه دوستان و همکاران گرامی که در طول این مدت مرا همراهی کردند و با نظرات ارسالی شان که انگیزه ای بود برای ادامه کار ، تنهایم نگذاشتند، تشکر می کنم و امیدوارم باز هم فرصتی دست بدهد تا بنویسم و نوشته های منتشر نشده و نانوشته ها  را منتشر کنم.


بگذار نا تمام ، خداحافظی کنم           با دل پر کلام ، خداحافظی کنم

چون نیست مجال نقل ، هیهات          بگذار در سلام خداحافظی کنم